ادگار الن پوئه

ادگار آلن پوئه

 

ادگار الن پوئه

شاعری که در ۲۶ سالگی با دختربچه ۱۳ ساله ای ازدواج کرد و در مقابل ۱۰ سال زحمت ۱۰ دلار بدست آورد.

 

           ادگار آلن پوئه یکی از تواناترین و حساسترین نویسندگان و شعراست.در ادبیات آمریکایی طوفانی بوجود آورد اما بر اثر قماربازی و عیاشی خود از دانشکده ویرجینیا بیرون رانده شد.و بعد از آن در دوره سربازی چون بجای اینکه تفنگ خود را برداشته برای تعلیمات نظامی برود در گوشه ای می نشست و شعر می گفت او را به دیوان جنگ فرستادند و از سربازی هم رانده شد.پوئه چون در بچگی یتیم مانده بود توتون فروش ثروتمندی او را به فرزندی خود قبول کرده بود.اما این تاجر هم با پسر بچه خود مخالف شده و او را با چوب کتک زد و از خانه اش بیرون کرد و یک دینار هم از دارایی خود را به او نداد.

           داستان ازدواج پوئه یکی از زیباترین داستانهای عالم ادبیات است.دختری که با او ازدواج کرد ویرجینیا کلم نام داشت.در آن زمان پوئه اصلا پول نداشت.و تا آنزمان هم نتوانسته بود پولدار شود.پوئه عرق میخورد و خواهر بزرگش دیوانه شده بود و اغلب مردم خود او را هم نیمه دیوانه می دانستند.وقتی که ازدواج کرد سنش درست دو برابر زنش بود.مرد بیست و شش ساله ای در برابر دختر سیزده ساله ای.همه گمان میکردند که این ازدواج به یک بدبختی منجر خواهد شد.اما نتیجه کاملا بر عکس شد.پوئه زن خود را که هنوز دختر بچه ای بود مثل یک بت می پرستید.و این پرستش شعرهایی را به او الهام میکرد که ادبیات انگلیسی را تغییر داد و برای پوئه مایه پیروزی بزرگی شد.

        اما ادگارآلن پوئه با اینکه شعرهای اوباعث شرف و افتخار ادبیات دنیا بود این شعرها را به بهای نان و پنیری هم نمیتوانست بفروشد.پوئه پس از اینکه ۱۰ سال تمام برای سرودن یکی از شعرهای خود بنام the raven  زحمت کشید بالاخره آنرا به ۱۰ دلار فروخت.یعنی برای هر سال زحمت خود فقط یک دلار گیرش آمد.گرچه این شعر در آن زمان فقط ۱۰ دلار فروش رفت ولی بعدها نسخه اصلی آن که پوئه به دستخط خودش نوشته بود به دهها هزار دلار به فروش رسید.

             من تاکنون به این راز پی نبرده ام که چرا مردم صاحبان نبوغ را در دوره زندگیشان گرسنه می گذارند اما پس از مرگ انها نوشته هایشان را به هزاران دلار میخرند.(شاید به این دلیل است که دیگر آنها زنده نیستند که ادعای پول یا هنرمندی و متفکربودن و شهرت بکنند و پول فروششان به جیب فروشنده ناهنرمند میرود نه هنرمند اصلی!!!).

            کلبه ای که  پوئه و زنش ویرجینیا در آن زندگی کرده اند در کنار گراند کونکورس نیویورک واقع شده است.۸۸ سال پیش وقتی که پوئه آنرا کرایه کرد کلبه از شدت خرابی نزدیک به ویرانی بود و اکنون در اطراف آن آپارتمانهای بزرگی وجود دارد اما آنزمان این کلبه در میان باغ و در وسط درختان سیب قرار داشت.هنگام بهار بادها عطر گلها را در آنجا پراکنده میکرد و صدای بال زنبورها شنیده میشد.آنجا مکانی با صفا و سحرآمیز بود.پوئه کلبه خود را به ۳ دلار کرایه کرده بود.اما این کرایه را هم نمیتوانست پرداخت کند.زنش مسلول شده بود اما پوئه غذائی که با آن بتواند بیمار بدبخت خود را زنده نگهدارد نداشت.گاهی چندین روز گرسنه میماندند و لقمه ای برای خوردن پیدا نمیکردند.وقتی گلها باز میشدند با جوشاندن برگ گلها گرسنگیشان را برطرف میکردند.

           همسایه ها وقتی شنیدند که پوئه و زنش نزدیک است از گرسنگی بمیرند به کمک آنها شتافتند و چندین سبد خوراکی برای آنها آوردند.حال پوئه و زنش سخت دلخراش بود اما آنها خوشبخت بودند چون شوهر میتوانست ترنم کند و زن میتوانست دوست بدارد.این طور بود که هر دو خود را خوشبخت احساس میکردند.ویرجینیا ۷۸ سال پیش در همان کلبه جان سپرد.ماهها پیش از مرگش بر روی تشک کاهی میخوابید و لباسی که با ان بتواند خود را گرم کند پیدا نمیکرد.وقتی که دیگر نمیتوانست در مقابل سرما مقاومت کند مادرش دستهای او را و پوئه پاهایش را میمالید گاهی پوئه پالتوی فرسوده ای را که از زمان سربازی نگهداشته بود را روی او می انداخت و برای اینکه پاهای او را از سرما حفظ کند خودش در حالیکه او را نوازش میکرد در طرف پای او میخوابید.پس از مرگ ویرجینیا شوهرش برای دفن او پولی پیدا نکرد و اگر یکی از همسایه ها کمک نمیکرد جسد ویرجینیا به گورستان بیکسان فرستاده میشد.

          حکومت نیویورک سالها پیش این کلبه را خریده و به شکل یک معبد ملی درآورد.این کلبه چون مدفن خاطرات غم انگیزی است من هروقت که به دیدن آن میروم اشک از چشمانم سرازیر میشود.ویرجینیا در ماه ژانویه چشم از دنیا بسته بود.ماهها گذشت و بهار آمد.ماه انوار خود را بر روی درختان سیب انداخته بود.ستارگان در افق غرب درخشیدند.پوئه در گوشه ای نشست و به فکر فرو رفت و به یاد زنش افتاد این خاطره یکی از زیباترین شعرهایش را به او الهام کرد.

         پوئه شاعر آهنگ است و تحت تاثیر سحر امیز آهنگ میخواهد احساسات خود را بیان کند.باید گفت که پوئه در تمام شعرها ی خود آهنگ را دراماتیزه کرده و کوشیده است که تمام بدبختیها و نومیدیهای زندگی خود را به طرز سمبولیک بیان کند و در این کار سخت موفق شده است.

 

منبع : کتاب : مطالب مجهول درباره اشخاص معروف

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

لطفا پس از پرداخت حتما کد پیگیری پرداخت یا اسکرین شات آن را از طریق ایمیل support@ielcot.ir ارسال کنید.

از وبسایت همکاران و مشتریان ما دیدن کنید.

تصویر 100*150 در بخشهای محصولات فروشگاهی و وبسایت همکاران=50000 تومان ماهانه
متن لینکدار بتنهایی در قسمت پانویس سایت=25000 تومان ماهانه(سایت-وبلاگ-شبکه اجتماعی)

برای تبلیغات بنری با توجه به اندازه و مکان درج بنر و ثابت یا متحرک بودن آن تفاوت قیمت وجود دارد.لطفا با دادن مشخصات از قسمت تماس با ما یا پیامک به 500010401212123 پیگیری کنید.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش