ثروتمندترین مرد روی زمین

ثروتمندترین مرد روی زمین

 

ژوهان سوتر

 

john sutter

ثروتمندترین مرد روی زمین بود اما در گدایی جان سپرد

 

             روز ۲۴ ژانویه سال ۱۸۴۸ جون مارشال که در کالیفرنیا نجاری میکرد بر روی یکی از شاخه های رود آمریکا مشغول ساختن آسیابی بود.آب از روی تپه های پردرخت شهری که اکنون ساکرامنتو نامیده میشود سنگ کوچک زردی را با خود آورده بود که جلب نظر مارشال را کرد. مارشال خم شد و سنگ را برداشت.آیا طلا بود؟خودش نمی دانست.اما پاره سنگ را به زن کارگری که کارش صابون پزی بود داد و او هم آنرا داخل دیگ انداخت.یک روز بعد پاره سنگ مانند چشم پلنگ می درخشید.جون مارشال صبح فردا به محض طلوع آفتاب سوار اسب خود شد و چهل مایل ر را پیمود و خود را به مزرعه ارباب خود ژوهان سوتر رسانید و داخل خانه شد.

          مارشال پس از تنها ماندن با ارباب خود در را بست و شمش طلا را از جیب خود درآورد و جلوی او گذاشت.چشمان سوتر با هیجان باز شد و به شمش طلا خیره ماند.سوتر فهمید که آن طلای خالص است.و به آرزوهایی که در خواب نیز تصور نمیکرد نیز رسیده است.و بزودی بر تمام دنیا حاکم خواهد شد.و بعنوان ثروتمند ترین مرد روی زمین شناخته خواهد شد.اما لازم بود که این راز از دیگران پنهان باشد.سوتر نیز تدابیر لازم برای فاش نشدن این راز را اتخاذ کرد.اما چگونه ممکن بود؟پنهان کردن این راز مانند این بود که ستارگان را از نور افشانی منع کند.خبر کشف طلا در تمام آمریکا منتشر شد و آن قاره را به لرزه درآورد.در ظرف یک روز تمام کسانیکه در مزرعه سوتر کار میکردند کار و زندگی خود را ترک کرده و با هیجان برای جمع کردن طلا به راه افتادند.

           هنوز یک هفته نگذشته بود که همان حرص و هیجان به تمام مناطق آن نواحی سرایت کرد.هر کس خانه و زندگی و مزرعه و گاوهای خود را ترک کرده و برای جستجوی طلا به طرف مزرعه سوتر به راه افتادند.پستان گاوها از شیر پربود ولی کسی نبود که آنها را بدوشد.چارپایان ناله کنان در صحرا ها سرگردان بودند و کسی توجهی نمیکرد.گرگها بره های سرگردان را می ربودند ولی کسی ممانعت نمیکرد.هر کس که بیل و کلنگ خود را برداشته از صبح تا شب کار میکرد از هزار تا پنج هزار دلار بدست می آورد.با چند بار بیل زدن و الک کردن ثروتی زیر پای انسان برق میزد.و این ثروت فقط در عرض چند ثانیه بدست می آمد.سیمهای تلگراف این خبر را در تمام آمریکا منتشر ساخت و تمام ملت را هیجانی فرا گرفت.کارگران کارها سربازان وظایف و کشاورزان مزارع خود را بی صاحب گذاشته میدویدند.بازرگانان در تجارتخانه های خود را بسته و به آن سو روی مینهادند.آمریکای بزرگ از جنون طلا می لرزید و مردم مانند دسته های ملخ پرزنان بسوی نقطه ای که طلا در می آمد روی می آوردند.

              در بهار سال ۱۸۴۹ یک دسته سوار به قصبه استقلال در کانزاس که آخرین مرکز تمدن شمرده می شد روی نهاد .جوانان ماجراجو برپشت اسبهای خود نشسته و پیش میرفتند.بین سواحل رود میسوری و قله های پربرف سیرانوا قافله های زیادی در رفت و آمد بودند.آنها اسبها گاوها و ارابه ها را می کشیدند.اما قافله ها فقط از خشکی نمی آمدند.تعداد زیادی هم از راه دریا می آمدند.و اشخاصی در کشتی های بادی و ماهیگیری دیده می شدند و عده ای دماغه هورن را دور میزدند.و در میان ناله بادبانها و صدای چرخها پیش میرفتند.جویندگان طلا که در اطراف دماغه ماژلان اغلب آنان را امواج غرق میکرد و تبهای مسری می کشت و یا وبا نابود میکرد ولی آنها مانند امواج اقیانوس سرازیر می شدند.در سال ۱۸۴۹ بیش از ۷۰۰ کشتی در بندر سانفرانسیسکو لنگر انداخته بودند و سرنشینان آنها بیرون پریده و راه کوهها را پیش گرفته بودند.تمام آنها مقصد مشترکی داشتند.به جز قانون کار و چوب قانون دیگری نمیشناختند.حرف خود را با طپانچه پیش می بردند و از فرمانی بجز فرمان زور اطاعت نمیکردند.

             این افراد املاک سوتر را نیز تصرف کردند.و برای پیدا کردن طلا مزارع او را زیر و رو کردند و برای تهیه نان آردهای او را بردند.حتی انبارهای او را خانه خود ساخته و گاوهای او را سربریده و گوشت آنها را خوردند.حتی روی زمینهای او شهرها بنا کرده و ساکن شدند.سوترکه صاحب آن اراضی بود نتوانست کاری بکند و بیگانگان اموال او را هر طور که خواستند غارت کردند.در سال ۱۸۵۰ کالیفرنیا هم داخل کشورهای ایالت متحده شد و در کوهها و تپه هاییکه به جز طغیان چیزی وجود نداشت عظمت قانون شروع به فرمانروایی کرد.در این زمان سوتر بزرگترین دعوای تاریخ را شروع کرد.او ادعا کرد که شهرهای سانفرانسیسکو و ساکرامنتو متعلق به اوست.و انگل هائیکه در آن شهرها ساکن هستند باید آنجا را ترک کنند.گذشته از آن دولت آمریکا باید مبلغ ۲۵ میلیون دلار در برابر پلها راهها و کانالهائیکه در کالیفرنیا ساخته شده بود همچنین مبلغ ۵۰ میلیون دلار بابت خساراتیکه متحمل شده بود باید به او بدهد.همچنین از طلاهائیکه در زمینهای او پیدا شده بود باید سهمی به او داده شود.

             این محاکمه ۴ سال طول کشید و بالاخره پس از چندین بار از این محکمه به آن محکمه سوتر حاکم شد.بزرگترین دادگاه کالیفرنیا حکم داد که شهرهای سانفرانسیسکو و ساکرامنتو و همچنین چندین قصبه و دهکده بر روی اراضی متعلق به سوتر بنا شده است.به محض صدور این حکم هیجان آور اهالی سانفرانسیسکو مانند زلزله زدگان دچار هیجان شدند.قانون می خواست که آنها را از خانه ها و زندگیشان محروم کند.پس لازم بود که به قانون نشان دهند که نباید پارا از گلیمش درازترکند.

           با سرعتی که یاس به آنها بخشیده بود     طپاچه ها تبرها و مشعلهایشان را برداشتند  و هرچه را که پیش خود دیدند سوزاندند و غارت کردند.دادگاهها را خراب کردند و دفاتر را آتش زدند و برای کشتن قاضی تصمیم گرفتند.بعد به مزرعه سوتر حمله کردند و خانه او را با دینامیت منفجر ساخته و اثاث او را آتش زدند و تمام درختهایش را بریده و به زمین انداختند.چارپایانش را با گلوله زدند و مزرعه آباد او را به خرابه تبدیل کردند.آنها حتی یک پسر سوتر را هم کشتند.و دیگری را هم مجبور به خودکشی کردند و سومی را هم که میخواست به اروپا فرار کند را در آب غرق کردند.سوتر هم در برابر این ضربات عقل خود را از دست داد.

          ۲۰ سال بعد از این حوادث سوتر را می دیدند که در اطراف کاخ سفید واشنگتن می گردد و حق خود را مطالبه میکند.سوتر که پیرمرد مفلوک و بیچاره ای بود هریک از نمایندگان مجلس را می دید پیش او رفته و تقاضای عدالت میکرد.بچه ها هروقت او را می دیدند مسخره میکردند.سوتر در بهار سال ۱۸۸۰ در واشینگتن مرد و حتی یک نفر از کسانی که میلیونها ثروت از خاکهای او اندوخته بودند هیچ کمکی به او نکردند.هنگام مرگ یک دلار هم نداشت.فقط حکمی در جیب داشت که او را صاحب یک میلیارد ثروت می شناخت.۵ سال بعد از آن جون مارشال نیز مرد.مردی که دوره بی نظیر طلا را در آمریکا شروع کرده بود این مرد نجاربود.او با فقر و بدبختی جان سپرد.دیگران در سایه کشف او میلیونها ثروت کسب کرده بودند اما خود او پولی که با او بتواند تابوتی برای خود بخرد هم نداشت.

 

منبع : کتاب مطالب مجهول از اشخاص معروف

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

لطفا پس از پرداخت حتما کد پیگیری پرداخت یا اسکرین شات آن را از طریق ایمیل support@ielcot.ir ارسال کنید.

از وبسایت همکاران و مشتریان ما دیدن کنید.

تصویر 100*150 در بخشهای محصولات فروشگاهی و وبسایت همکاران=50000 تومان ماهانه
متن لینکدار بتنهایی در قسمت پانویس سایت=25000 تومان ماهانه(سایت-وبلاگ-شبکه اجتماعی)

برای تبلیغات بنری با توجه به اندازه و مکان درج بنر و ثابت یا متحرک بودن آن تفاوت قیمت وجود دارد.لطفا با دادن مشخصات از قسمت تماس با ما یا پیامک به 500010401212123 پیگیری کنید.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش