چند اصطلاح کاربردی زبان انگلیسی-۳

چند اصطلاح کاربردی زبان انگلیسی-۳

 

چند اصطلاح کاربردی زبان انگلیسی-۳:

 

این ضعف سیاسی رئیس جمهور را که باعث آزار وی بود را آشکار کرد.

That exposed the political weakness that plagued the president.

من نمیتوانم اسم مشتریم را آشکار کنم.

I can not reveal/disclose/divulge my client s name.

او آشنای خانمم است.

She is an acquaintance of my wife.

در آغاز(از همان ابتدا).

Since its inception.

در آغاز شلوغی

In the wake of turmoil.

برنامه از همان آغاز کارش موفق بوده است.

The program has been successful since its inception.

غذای خوبی بود.آفرین به آشپز.

That was a good meal , my compliments to the cook.

آگهی استخدام

Career opportunity

آلبالو

Tort cherry

آلت مردانه

Male organ

آلت دست قرار دادن

manipulate

آلوده کردن

infect

آلوده شده

contaminated

آمادگی شما برای حمله قلبی زیاد است.

You are a prime candidate for a heart attack.

آماده جفتگیری شده.

She has come into season.

آماده کارش کنید.

To condition it

آمپول بیهوشی که برای حیوانات وحشی شلیک میکنند.

Dart tranquilizer

آمار نشان میدهد.

Statistic show

او رفتار آمرانه دارد.(رفتار غیر قابل تحمل)

He has an over bearing manner.

آموزنده

informative

آمیزش داشتن(نشست و برخاست داشتن)

Socialize/hanging with…

مشروب آنچنان را آنچنانتر میکند.(افسردگی را شدیدتر میکند)

Drinks make depression worse.

آنقدرها هم بد نبود.

Was not all that bad.

جان آنقدرها هم عوض نشده.

John has not changed all that much.

آنقدرها هم حرف نزدی.

You did not talk all that much.

آنموقع چه وقت بود.

What time was it then?

آواز پرنده ها.

Birds chirping

من برایش یک آواز عاشقانه خواندم.

I serenaded her with a song.

آوای وحش

The call of the wild.

آویزان بودن

dangling

او کتش را روی شانه اش آویزان کرده.

He slung his coat over his shoulder.

آهسته (در حرف زدن)

Pipe down/keep it down/make it lower

آئین(رسم و رسوم)

ritual

آئینه بزرگنما

Funhouse mirror.

اتصالی دارد.(اتصالات برق)

It has a faulty connection.

اتفاق(حادثه)

incidence

اتفاق ناگوار

mishap

بطور اتفاقی بود که من همزمان با شما در انگلستان بودم.

It was sheer coincidence that I was in England at the same time as you.

اتفاقی بود که گذشت.

It was water under the bridge.

اتفاقی بود که شنیدم(ناچارا بعلت حضور)

I overheard it.

اثبات اتهام بعهده متهم کننده است.

The burden of proof lies with the person who makes the charges.

هیچ چیز به او اثر ندارد.

Nothing gets to him.

من اجازه ندارم انجام دهم.

I am not authorized to do that.

نقشه خوبی بود ولی بد اجرا شد.

The plan was good but it was badly executed.

آزمایش اول را خوب اجرا کرد.

He complied with the first test.

اجرا کردن کار یا دستور

Execute/implement

تصمیمات کمیته فورا اجرا میشود.

The committee s decision will be implemented immediately.

به احترام خواسته مادرت.

With the deference to your mother s wish.

مردم شرق به نیاکان خود احترام میگذارند.

People venerate their ancestors in the orient.

به رسم و رسوم احترام میگذارد.

He pays homage to tradition.

با تمام احترامی که قائلم(جمله بعدی مثل : باید بگویم که.../یا هر جمله دیگری ...)

With all due respect.

تو به عقیده من چندان احترام نمیگذاری.

You don’t have much respect for my opinion.

احتکار کردن

hoarding

آنها را به اتهام احتکار مواد غذایی محاکمه کردند.

They were prosecuted for hoarding the food.

به احتمال قوی

Highly likely

احتمال ملاقات فوری شما زیاد نیست.

There is no prospect of seeing you soon.

احتیاج به گفتن نیست.

It goes without saying/no need to say

احتیاج مادر اختراع است.

Necessity is the mother of invention.

هیچ احدی از من راجع به امتحان نپرسید.

Not a soul asked me about the test.

بخاطر کار کردن توی اون دفتر کوچک احساس زندانی بودن بهت دست میده.

By working in a small office it makes you feel you are cooped in.

با احساسات مردم کوچه و بازار بازی میکنند.

They toy with the sentiment of the man on the street.

احسان

Goodness.

احمق

Nitwit/bozo/stupid/idiot

احمق به تمام معنی

Stone cold idiot.

بیرون رفتن در هوای بارانی اگر ناچار نباشید احمقانه است.

It is silly to go out in the rain if you don’t have to.

از آنچه که فکر میکردم احمقتری.

You are much more of an idiot than I thought.

او پول را به مدرسه اختصاص داد.

He earmarked the money for school.

اختلاس کردن.

To embezzle/to misappropriate

اختلافهایمان را حل کردیم.

We patched up our differences/we buried the hatchet.

به اختیار خودت.

In your own choice/up to you.

خیال میکند اختیار همه را دارد.(خیال میکند همه کاره است)

He thinks that he calls all the shots.

اختیارات وسیع دارد.

He has a broad mandate.

آیا اختیاریست یا اجباری.

Is it discretionary or mandatory?

قرار نیست این اطلاعات را در اختیار هیچکس قرار دهم.

I am not supposed to release this information to any one.

اخ کن.(پولا رو رد کن بیاد)

Cough up.

اخلاقش اینطور نیست.(توی ذاتش نیست)

It is not in his character/trait/nature.

اخلاقم اینست.(من همینجوریم)

It is my trait

اخمت راباز کن.

Cheer up/lighten up.

چرا اخماتو باز نمیکنی؟

Why don’t you lighten up?

آیا اخیرا خیلی اتفاق می افتد؟(جدیدا خیلی اینجوری میشه؟)

Has it been happening to much lately?

اگر دردت ادامه پیدا کرد یا تشدید شد.

If your pain persists or intensifies.

ادامه دادن

To proceed/go on/continue.

مری تکلیف شب را ادامه داد تا تمام شود.

Mary kept at her homework until she finished it.

تاکی باید به این وضع ادامه بدیم؟

How long should we keep up?

اگر به دردسر دادن ادامه بدی ممکنه کمپانی مجبور بشه اخراجت کنه.

If you persist in causing troubles the company may be forced to dismiss you.

شایعه ادامه یافت.

The rumor persisted.

ادامه یافتن / مقاومت کردن.

resist

ادب اجتماعی

Common courtesy.

این بچه ها ادب ندارند.

These children have no manners.

ادب و تربیت بهش یاد بده.

Teach him manners.

بنظر میرسه که یکی ادبش کرده باشه.

It appears his wagon has been fixed.

او ادعایش را تکرار کرد.

He repeated his claim.

اذیت کردن

Pester/bug/get in one s hair.

بچه ها موقع تعطیلی مدرسه اذیت میکنند.

The children get in the hair during school holidays.

هنوز مرا اذیت میکند.

That still gets to me.

من باعث اذیت و آزارت بودم.

I was a nuisance to you.

آیا میتوانید راه حلی برایش ارائه دهید؟

Can you offer / adduce a solution for it?

 

منبع : کتاب چگونه به انگلیسی می گوئید...؟

۵
از ۵
۴ مشارکت کننده

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

لطفا پس از پرداخت حتما کد پیگیری پرداخت یا اسکرین شات آن را از طریق ایمیل support@ielcot.ir ارسال کنید.

از وبسایت همکاران و مشتریان ما دیدن کنید.

تصویر 100*150 در بخشهای محصولات فروشگاهی و وبسایت همکاران=50000 تومان ماهانه
متن لینکدار بتنهایی در قسمت پانویس سایت=25000 تومان ماهانه(سایت-وبلاگ-شبکه اجتماعی)

برای تبلیغات بنری با توجه به اندازه و مکان درج بنر و ثابت یا متحرک بودن آن تفاوت قیمت وجود دارد.لطفا با دادن مشخصات از قسمت تماس با ما یا پیامک به 500010401212123 پیگیری کنید.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش